نیز بگذرد
هم مرگ بر جهان ِ شما نیز بگذرد
هم رونق ِ زمان ِ شما نیز بگذرد
هم رونق ِ زمان ِ شما نیز بگذرد
وین بوم ِ محنت از پی ِ آن تا کند خراب
بر دولت آشیان ِ شما نیز بگذرد
باد ِ خزان ِ نکبت ِ ایّام ناگهان
بر باغ و بوستان ِ شما نیز بگذرد
آب ِ اجل که هست گلوگیر ِ خاص و عام
بر حلق و بر دهان ِ شما نیز بگذرد
در مملکت چو غُرّش ِ شیران گذشت و رفت
این عوعو ِ سگان ِ شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست
گَرد ِ سُم ِ خران ِ شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت
هم بر چراغدان ِ شما نیز بگذرد
زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان ِ شما نیز بگذرد
(سیف فرغانی)
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۷/۱۱ ساعت 12:35 توسط ابوالفضل دستجردی
|
مشهدتنهازندگی میکنم.اصالتا نیشابوریم.دغدغه ام و اولویت اولم حقیقته و اکثر نوشته هامم ناشی از همین دغدغه ست.عقلا به هیچ چیز یقین ندارم از جمله نظرام.باورای من قلبین.همیشه3 چیز همراهم بودن:سوال برزخ و تنهایی.خیلی از مطالب اینجا شرح و نقل احوالات خودم نیست.اگه مطلبی از کسی باشه که اسمشو بدونم حتما نام میبرم.امیدوارم اینجا مناسب برای رسیدن به شعوری تازه واست باشه.تونستی یه سری هم به آرشیو بزن.دوست ندارم چیزیرو به صرف اینکه قدیمی شد اعتناش نکنیم.و در آخر اینکه اگه خواستی کامنت بذاری ممنون میشم خصوصی بذاری مگه اینکه به نظرت عمومی نشون دادنش برای بقیه مفید باشه.در پناه حق